ميرزا احمد ميرزا خداوردى
62
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
عموزادهء مصطفى خان [ بود ] با شش هزار نفر پياده و سواره پيش جنگ گشته ، به اين ترتيب در هر جا مصطفى خان منزل مىكرد و او از [ آنجا ] مىگذشت ، شش فرسخ پيش منزل مىنمود . خلاصه به سياق يرش بردند و مرتضى قلى خان هم همراه ايشان مىبود . از استماع اين جلوس مصطفى خان كه فتحعلى شاه به قرار بيست [ و ] پنج هزار نفر از مازندران و بلوچ و خلج و عراقى به مدافعهء مصطفى خان روانه نمود . دو فرسخ در آن طرف رشت تلاقى فريقين واقع گشته ، چون كه قشون فتحعلى شاه بيش از بيشتر مىبود ، عرصهء ميدان را براى مرتضى قلى خان به تنگ آوردند . چون كه سركردگان طالش هر يك از اطراف با جان و دل دعوا مىكردند ، البته اظهر است طايفهء قاجار از روّيهء رشادت در همهجا برى مىباشد ، چطورى كه در تاريخ نادرى در هر مدافعه نوشته شده [ است كه ] قزلباشيه شكست [ خوردند ] و مرتضى - قلى خان هم كم مانده بود عادت آبا اجدادى خود را تازه و سبزتر نمايد ؛ سراسيمه به يك نفر از غلامان فرمود : سركردگان را صدا بزنيد و همان غلام با صداى بلند صدا كرد : اى آقا على شفتى ! اى آقا على شفتى ! . مرتضى قلى خان فرمود بر غلام خود : اى پدر سوخته ! آقا على شفتى چه سگ است ! شاه پلنگ را صدا بزنيد . خلاصه شاه پلنگ را احضار حضور نمود . شاه پلنگ ديد مرتضى قلى خان از خوف و انديشه « 1 » در ورطهء جان تسليم كردن است و شاه پلنگ عرض كرد به مرتضى قلى خان : فدايت شوم ! هيچ هول « 2 » مكن ، يك ساعت به من مهلت بدهيد . خلاصه شاه پلنگ همان ساعت تفنگچيان ولكيج و تنگهرود و سياكو « 3 » ، هر يكى اژدها صولت و خونآشام ، عرصهءگير [ و ] دار به مثل بازى طورنهدوكدى تصور مىنمودند ، همگى را به نزد خود طلبيده مقرر فرمود : تفنگ انداختن را موقوف ! مثل دعواى هميشگى « 4 » ما دعوا نموده باشيم ، يعنى دست به قمه و شمشير ، يا على گويان حملهآور شويم . اين طور دعوا را شاه پلنگ دعواى خوكه مىگفت و همگى تفنگچيان مزبور ، دست بر ديدهء اطاعت گذاشته بر سر قشون عراقى حملهآور گشتند . در مدت نيم ساعت ، كشته را پشته نهادند . بسيار زنده دستگير كردند . آنچه لازمهء كسب مىبود ، كردند و قشون عراقى هر يك در قيراقى مثل سيفهء خانگى سر به زير خور و
--> ( 1 ) . در نسخه « انديش » . ( 2 ) . در نسخه « حول » . ( 3 ) . روستايى از تواقع آستاراى شمالى . ( 4 ) . در نسخه « هميشهگيرى » .